الموت تا قبل از حکومت اسماعیلیان در این منطقه بخشی از سرزمین دیلم محسوب میشده است . و در مقاطعی هم مرکز حکومت دیلمیان بوده است.   برابر نوشته های تاریخی در سده های نخست اسلام این منطقه بخشی از سرزمین دیلم و تحت فرمانروایی ملوک جستانی بوده است. و بعد از اسلام نیز توسط حکومت های محلی و عاملان حکومتی دیلم اداره می شده است

 در کتاب شهریاران گمنام آقای احمد کسروی نیز این طور آمده که :

« ولایت جنگی و کوهستانی که در نقشه ی امروزی ایران گیلان نام دارد . در زمان ساسانیان به دیلم و دیلمستان معروف بود . چه این ولایت از روزی که در تاریخ ها شناخته شد .نشیمن دو تیره ی مردم بوده که تیره ای را « گیل » و دیگری را « دیلم» می نامیدند . گیلان یا تیره ی گبیل در کناره های دریای خزر در آنجا ها که اکنون رشت و لاهیجان است می نشستند و با آذربایگان  و زنگان نزدیک وهم سامان بودند ولی دیلمیان در کوهسار جنوبی آن ولایت ، در آنجا ها که اکنون رودبار و الموت است. جای داشته ، بیشتر با قزوین و ری همسایه و نزدیک بودند .

علی ای حال الموت بخشی از سرزمین دیلم بوده و حتی روزگاری مرکز حکومت دیلم بوده است.

اما این مقدمه ای شد تا به اطلاع برسانم که :

      در ضلع شمالی قلعه تاریخی حسن صباح ؛ در روستای عزیزم گازرخان ، مزرعه ای بایر که در گذشته ای نه چندان دور علف چین مردم گازرخان بوده، وجود دارد ، که در اصطلاح محلی آن را " دیلمونده " یا همان دیلمانده می نامند. دیلمونده یا همان دیلمانده زمینیست که در حدود 35 هکتار وسعت دارد و در دامنه کوه هودکان واقع شده است . از شمال به مزرعه آغوزبن و از جنوب با قلعه شگفت انگیز حسن صباح همسایه است . شیب ملایمی دارد و از بالای قلعه حسن صباح در فصل بهار دشتی سر سبز به نظر می رسد

اما به گفته پیرمردان گازرخان ؛ که در گذشته در دیلمانده علف چینی یا دامداری می کردند ، قبرهای متعددی در این ناحیه وجود دارد. که گاهی در اثر رانش زمین یا رویداد های طبیعی شکافته و در معرض دید قرار می گرفت و گاها اشیاء باستانی در حین کار در آن به دست می آمده است. قبوری که  آنها معتقدند متعلق به گبرها یا ملحدان ( کسانی که خداپرست نبوده اند ) می باشد و اشیائی مانند شمشیر و سپر در آنها وجود داشته است. اما به نظر نگارنده این ناحیه  قبرستان زمان اسماعیلیان و یا حتی پیشتر از آنها در زمان حکومت دیلمیان در منطقه الموت است. ویا به علت وسعت و هموار بودن آن ممکن است دشت سرپوشیده ای که پل آمیر در کتاب خداوند الموت میگوید و مینویسد که محل تمرین نظامی و یا محل سخنرانی های حسن صباح با مردم در روزهای بارانی بوده است. باشد. به هر روی جادارد که سرکار خانم دکتر چوبک مدیر پروزه کاوشهای باستانی منطقه الموت به همراه تیم کاوششان توجه ویژه ای به این دشت دیلمانده داشته باشند که قطعا آثار فرهنگی و تاریخی نفیسی در آن نهفته است و حاوی اطلاعات گسترده ای از گذشته ی سرزمین الموت می باشد.



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۳۱ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای