نام و نشان الموت :

الموت هم نام بخشی از سرزمین رودبار الموت است و هم نام قلعه ای است که در این منطقه قرار دارد.الموت واژه ایست فارسی که در گذشته « آله آموت » بوده است بعضی فرهنگها و تاریخها ی کهن موجود آله آموت ر ا  از دو جزء آله به معنی عقاب و آموت به معنی آموخت از مصدر آموختن می دانند که معنی لغوی عقاب آموخت است  با توجه به این مفهوم می توان چنین نتیجه گرفت. که عقاب در کوهستانها بر بلند ترین و محصورترین نقاط آشیانه دارد و برای آموزش به جوجه های خود از بلند ترین نقطه استفاده می کند. و آموت در منابع به معنی و مفهوم آشیانه یا مکان آموزش پرواز ذکر شده است.

   این منطقه چنان که حمدالله مستوفی در نزهه القلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با نام رودبار معرفی می شد تا اینکه با آمدن حسن صباح به آنجا و رواج فرقه ی اسماعیلیه و فعالیت خداوندان الموت ، نوشته شد رودبارالموت ، وخوانده شد الموت.[1]

نویسنده ی کتاب برهان قاطع کلمه ی الموت را بروزن جبروت می داند و می نویسد :

(( نام قلعه ایست مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع شده است و آنرا به سبب ارتفاعی که دارد آله اموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه آله  عقاب و  آموت  آشیان باشد.[2]

     در شمال باختری قزوین بر قلل کوههای میان این ولایت و رودبار که در ساحل رود شاهرود در طبرستان واقع است. قلاع اسماعیلیه قرار داشت که بقول حمد الله مستوفی ؛(( بالغ  بر پنجاه قلعه حصین است و مرکز آن ها الموت و مستحکمترین آنها قلعه ی میمون دژ  بوده است. گویند کلمه ی الموت در زبان طبرستانی به معنی « آشیانه ی عقاب » یا « آنچه عقاب یافته است » می باشد و باز گویند ، نخستین کسی که در آن نواحی قلعه ساخت یکی از سلاطین دیلم بود که در آنجا عقاب شکاری او تصادفاً برفراز پرتگاهی نشست و چون پادشاه آنجا را محل مستحکمی یافت قلعه ای در آنجا بنا نهاد . . . .الموت در شش فرسخی قزوین و آخرین دژ آنجا را حسن داعی علوی که « الداعی الی الحق » لقب داشت . در سال 246 ه . ق ساخت و . . . . در سال 654 ه . ق هولاکوخان مغول الموت را تسخیر کرد و آلات جنگی آنرا برگرفت))[3]

برخی نیز آموت را چنانچه در گویش تاتی مردم الموت وجود دارد ، به

معنی آموخت گرفته اند و از آن به این تعریف رسیده اند :  عقاب دست

آموز .

عده ای هم اشاره به این میکنند که بن مایه ی کلمه ی الموت : آرموت ،

آرمود ، آمروت ، اربو و آمبرور   نوعی گلابی  است و از آنجا که در گویش

دیلمی گاهی  ر  به  ل  تبدیل می شود [مثل  برگ  میشود  بلگ ] .پس

الموت همان آرموت است که (( ر )) تبدیل به  ل  شده است.

     رود بار الموت در گذشته های دور تر رودبار نامیده می شد به سبب

وجود جریان داشتن رودهای زیاد در آن و چون همه ی این این رود ها به

یک رود بزرگ و اصلی تبدیل می شوند و آن را شاهرود نام نهاده و چون

وسط رودبار می گذرد ، این منطقه را رودبار شاهرود نامیده اند.

   رودبار شاهرود  در دوره ی پیش از اسلام و پس از آن تا زمان حکومت

سلجوقیان بخشی از سرزمین دیلم بزرگ بوده است و زمانی نیز

بخشی از رویان طبرستان بوده است. جوینی ( شهرک رودبار ) را در ایام پیش و پس از اسلام مرکز ملوک دیلم دانسته است.[4]

این سرزمین گاهی خود دیلمان و مدت زیادی مرکز و پایتخت دیلمان و

گاهی جزئی از دیلمان و زمانی بخشی از رویان طبرستان و زمانی جزء

قزوین و ری به شمار رفته است . تا اینکه سرانجام به قزوین پیوسته ا

ست.

    در زمان حکومت اسماعیلیان در رودبار شاهرود و شهرت زیاد قلعه ی

الموت ، نام این قلعه بر بخشی از این سرزمین نهاده شد ، معروفیت

قلعه ی الموت و شهرت یافتن خداوندان الموت سبب گردید که تمام

سرزمین رودبار شاهرود به نام رودبار الموت معروف و شناخته شود.

ابن اثیر در کتاب[5] خود می گوید : ( ومعنا بلسان الدّیلم تعلیم العقاب )  تفسیر ابن اثیر ظاهراً به صواب نزدیکتر است ؛ چه  آموت  به زبان دیلمی ظاهراً همان کلمه ی آموخت  است با توجه  به کلمه ی  آموخت  که به معنی عادت کرده  و  خو گرفته  بکار میرود ، الموت آله + آموت به معنی جایی است که عقاب به آن خو گرفته ، یعنی جایی بلند و عقاب آشیان .

  حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده [6] می گوید : نام آن قلعه در اول آله آموت بود یعنی آشیانه ی عقاب و از عجایب حالات  حساب جمل ، عدد حروف آله آموت بتاریخ عرب سال صعود اوست  حسن صباحبر قلعه . [ 486 ]

برگرفته ازپایان نامه ی کارشناسی ارشد علی اکبر محمدی الموتی



1 نزهه القلوب :حمدالله مستوفی به تصحیح محمد دبیر سیاقی نشر حدیث امروز ص 103

[2] -برهان قاطع ، محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان ، به اهتمام محمد معین ،تهران 1370

[3]  _ جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی / گای سترنیج / ترجمه ی محمود عرفان / 1383 / انتشارات علمی و فرهنگی ، ص 238

[4]  - جوینی ، جلد 3 ، ص 776

 [5] - الکامل ، ابن اثیر، جلد 10 ص 131

 [6]  -  تاریخ گزیده ، حمدالله مستوفی ، به اهتمام عبدالحسین نوائی/ نشر امیر کبیر ص 519



تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٦ | ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای