عبرت آموز

روزی شخصی از بیابان به سوی مدینه می آمد.در راه دید که پرنده ای به سراغ بچه های خود در لانه رفت.آن شخص کنار لانه پرنده رفت و جوجه ها را گرفت و به عنوان هدیه نزد پیامبر آورد.چون به محضر پیامبر رسید جوجه ها را زمین گذاشت.جمعی از اصحاب حاضر بودند.ناگاه دیدند مادر جوجه ها بی آنکه از مردم وحشت کند،آمد و خود را روی جوجه ها انداخت.معلوم شد که مادر به دنبال جوجه ها آمده و علاقه اش به حدی بوده که بدون ترس خود را فدای جوجه ها کرده.

پیامبر به حاضران فرمودند:این محبت مادر نسبت به جوجه هایش را درک کردید؟ولی بدانید که خداوند هزار برابر این محبت،نسبت به بندگانش علاقه دارد.

******************************************************** 

روزی شاگردان نزد حکیم رفتند و پرسیدند:استاد،زیبایی انسان در چیست؟ حکیم 2 کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت:به این 2 کاسه نگاه کنید.اولی از طلاست و درونش زهر است،دومی از گل است و درونش آب گوارا.کدام را میخورید؟

شاگردان جواب دادند کاسه گلی را.

حکیم جواب داد:آدمی هم همچون این کاسه است آنچه زیبایش میکند درونش و اخلاقش است.در کنار صورتمان باید سیرتمان را زیبا کنیم.

 **********************************************************

روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟حقیقت ساده لوح گول خورد و پذیرفت.آن دو با هم به کنار ساحل رفتند و حقیقت لباسهایش را درآورد.دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.از آنروز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود.

 ********************************************************* 

از حضرت عیسی پرسیدند:سخت ترین چیز در هستی چیست؟گفت:خشم خدا

گفتند:چگونه از این خشم امان یابیم؟فرمود:ترک خشم خویش کنید تا از خشم خدا ایمن شوید.

* **********************************************************

 تهیه کننده :mahsan



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای