خداوند الموت نه تنها مؤسس یک نهضت مذهبی بلکه

 نجات دهنده یک کشور

 

حسن صباح

حسن صباح

زمانیکه ما به صفحه های تاریخ برمیخورم بعد های مختلف و واقیعت های سیاسی فرهنگی  ، اجتماعی  موقیعت جغرافیای را برای ما بیان میکند وبدون شک روند زمان نیز مولد این پدیدهاست ، انچه که دیروز به وقوع پیوسته است عنان قضاوت وداوری برآن به دست فردای ان است و دستاورد ها ، خوشه های افسوس ویا نهال پر ثمر رابا خود همراه دارد وکسانیکه برای سرفرازی ملتش افتخارات آفریده   مربوط به حس وطن پرستی  ، اعتقاد مذهبی  ،ایمان محکم ،  عشق و فداکاری  آنها میباشد ، اینجاست که چهره واقعی این مبارزان فدارکار چون ستاره های درخشان در اسمان تاریخ جوامع تا ابدیت  تابناک میباشد واندیشه های شان سرمشق برای نسل های بعدی میباشد  .

این مقاله کوتاه قلم وسخن و قد رسا  ، صورت بیضوی شکل  ، چشم های سیاه ،  دهان کوچک ، دندانهای خوش ترتیب و بینی راست  تصویری از خداوندگار الموت حسن صباح  وزند گی او را مجسم میکند.

خداوندگار الموت در شهرقم متولد گردید نام اصلیش حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن الحسن بن محمد الصباح حمیری میباشد او در اوایل عمر مانند پدرش پیروی کیش شیعه اثنی عشری بود ه ،   اما زمانیکه به ری نقل مکان مینماید  توسط عبدالملک عطاش یکتن ازداعیان  بزرگ اسماعلییه و به تشویق همسرش( صفیه) به کیش اسماعیلیه دعوت میگردد  که درسال  464هق (عهد میثاق -تعهد) بیعت مینماید .او و خواجه نظام الملک از اراکین بلند رتبه دربار سلجوقیان بود روزی ملک شاه خواست که حساب خزانه قلم رو خراسان را معلوم نماید نظا م الملک برای اجرای این امر مهم دوسال  مهلت خواست  ولی حسن صباح برای اجرای این ماموریت آماده شد که تا چهل روز آنرا آماده وبه دسترس شاه قراردهد ، ازاینجا مخالفت بین او خواجه نظام ا لملک وزیر اعظم  آغاز میگردد  وخواجه نظام الملک با تمام تلاش کوشید تا مانع پیشرفت حسن صباح شود که سرانجام توانست توسط غلام حسن صباح اسناد واوراقی مالی سایر ولایات خراسان را که حسن صباح طی چهل شبانه روز ترتیب وتنظیم نموده بود همه را ابتر نمایدو این  این کار حسن را صباح را مجبور به فرار نمود وتا تشکیل نهضت اسماعیلیان درایران حسن صباح لحظۀ آرام نبوده وازدست جاسوسان نظام الملک درخفا به سرمیبرد .

در سال 471 ه ق  حسن صباح جهت دیداربا خلیفه فاطمی المستنصر باالله  به مصر سفرمینماید و . . . . .


. . . . ومدت سه  سال در انجاه میماند  وقرار بعضی روایات با حجت خراسان حکیم ناصر خصرو بلخی ومولانا مویدالدین شیرازی داعی بزرگ اسماعیلیه  ملاقات  نموده وآشنا میشود اودرجریان این سفرش به قاهره از تعلیمات عالی کیش اسماعیلیه مستفید ،  و مطالعات دقیق را برای تاریخ گذشته ملت خود انجام میدهد.

فاطمیان:

دوره فاطمیان درمصر یکی از دوره های طلایی  وگسترش تعالیم اسلامی درتاریخ اسلام میباشد ،   فاطمیان نخستین دولت شیعیه اسماعیلیه بودند که در افریقا ظهور کردند،  حوزه حکمرانی  شان  در اغاز منحصر به قسمت های از افریقا بود اما اهسته اهسته این نهضت  گسترش یافته ،   مصر ،  شام ،  حجاز ،  یمن و بعضی از نوای عراق را تسخیرمینماید در زمان معز الدین الله خلیفه چهارم فاطمی مصر به سرداری جوهر سپهسالار بزرگ فاطمیان شهر مصر را تسخیر و  شهر قاهره را معزیه نام  نهاد وپایتخت امپراطوری فاطمیان ازا فریقا به قاهره انتقال داد ،  در زمان المستنصر بالله هشتمین خلیفه فاطمیان کار فاطمیان چنان بالا گرفت که بغداد موقتا به دست انها افتاد وبه نام المستنصر بالله خلیفه فاطمی  خطبه خوانده میشد .

دراین زمان جنبش اسماعیلیان درخراسان ( ایران ) تحت رهبری حسن صباح تاسیس گردید و دعوت اسماعیلیه را به عنوان دعوی اسماعلیه درجنوب دریای خزر اغاز کردند ، سرانجام به بزرگترین اقدام خود دست یافت و در سال 483هق قلعه الموت آشیانه عقاب را تصرف و مدت یکصدو هفتاد سال دیگر ( سال 483 تا 654 هجری قمری   ) دربخش های مختلف ایران حکومت کردند .

دراینجادو موضوع مهم موجود بود اول ملتش دچار انحطاط فرهنگی بود ودوم اینکه هر 

روزهمکیشانش صورت بسیار بیرحمانه  به قتل میرسیدند و این موضوع اورا سخت می آشفت چرا که از یک طرف او شخصیت مذهبی ی واز طرف دگر حب الوطن  من الایمان اورا ارام نمیگذاشت.

 زمانیکه او قلعۀ الموت را تسخیر نمود خطاب به پیروان خود گفت در گذشته  ایران کشوری بوده که حدود قلمرو  آن از یک طرف به چین  وازطرف دگر به دریای مغرب(مدیترانه) بوده است   مردم این سرزمین با فرهنگ خاص خود زیست داشته  ولی امروز بیگانه ها دراین وطن سطلنت داشته و میخواهند برفرهنگ ما حاکم باشد پس ماوشما باید درچنین فضای برای نجات وطن خویش مجدانه سعی وتلاش ورزیم

 سلطنت آن وقت توسط اعراب اداره میشدهدف  انان حاکمیت بر فارس و جاگزین نمودن زبان عربی بجای فارسی وبرچیدن مذهب تشیع به ویژه کیش  اسماعلیه بود ، مبارزه وعرض اندام حسن صباح بخاطر احیای مجدد این ارزشهای ملی ومذهبی لازم بود. اگر چه فردوسی بزرگ تاریخ قدیم خراسان را به رشته نظم در اورد با آنکه شاهنامه فردوسی بزرگ  تاریخ درخشان این ملت آزاده  را معرفی نمود ولی کتاب های خارج از فارس وجود داشت که دران کتابها از پادشاهان اسم برده میشد .

حسن صباح با درک این واقیعت ها دریافت که چگونه ملتش بااینهمه تاریخ کهن و فرهنگ سالخورده رو به رکود قرارگرفته و هم کیشانش نیز درامان نیستند پس خداوند الموت با وجود شخصیت مذهبی شخصیت فرهنگی نیز به شمار میرفت.

 قیام حسن  صباح که قبلا ذکرشد  به دو بحش تقسیم میشد مبارزات( رزمی) و مبارزات( فرهنگی)  نیت خالص  اراده قوی ایمان کامل پلان های وسیع دقت و سرعت فرماندهی منظم صبرو استقامت از جمله خواص های مهم مبارزات رزمی او بود.

مبارزات رزمی:

استعداد خارق العاده  در تنظیم قشون داشت و ارزش سرباز را بسته به ورزش  جسم نیرومند بازوان توانا میدانست چنانکه یکصد سرباز کارکرده برابر است با هزار سرباز  ناتوان که عصر حاضر نیزبران مهر تایید میگذارد.

 به قول فردوسی بزرگ ( دوصدمردجنگی به از صد هزار )

حسن صباح در اوایل الموت و قهستان را مرکز تمرینات جنگی قرار داد وبعد تنها در الموت بیشتر از 50 قلاع وجود داشت و هیچ کس از پلان و تصمیمهای انان اگاه نمیشد به گفته نظام الملک وزیر اعظم البته الموت کشوریست که از ما دور میباشد و نمیتوانیم دخالت درامور انجا نمایم و نقشه انان را نقش بر اب کنیم  ، نظام الملک برای تسخیر دوباره قلعه الموت  بار ها یورش برد اما تا آخر حیات خویش تا زمانیکه خنجر فدایی حسن صباح درقلبش جاگزین شد به این آرمان خویش نایل نگردید ه بلکه  قدرت جنبش فدایئیان کیش اسماعیلیه تحت رهبری حسن صباح  همه روزه گسترش میافت .

 حسن صباح  اثر روحی سربازان خود را تقویت مینمود به همین سبب تعداد قلاع ها ودژهای زیادی را تسخیرنمود ،  این راز موفقیت حسن صباح بود که بیشترازیک قرن در الموت حاکمیت نمود .

مبارزات فرهنگی:

( مبارزات فرهنگی) خداوند الموت تدریس زبان فارسی وعبور دادن ان از مرزها  بودکه حتی به چین در مدارس رسمی انوقت تدریس زبان فارسی  که از طرف اعراب منع قرار داد شده بود به همین دلیل در مدارس نظامیه جز زبان عربی دگر زبان تدریس نمیشد گرچه شعر های فارسی توسط شاگردان سروده میشد ولی آن یک نوع  تخطی به شمار میرفت ، زیرا آموزش زبان فارسی مربوط به تدریس نمیشد ، اما برعکس حسن  صباح مدرسه هایی را بخاطر تدریس ورواج دوباره زبان فارسی  ایجاد واحکامی صادر نمود تاپیروانش هرجا که باشند با تاسیس کتابخانه ها  مدرسه ها علم و دانش را رونق بیشتردهند ،  حتی در تمرینات جنگی بعد از درود فرستادن بر حضرت محمد (ص) و اهل وبیتش سروده های فردوسی را به  شکل ترانه های فرامیگرفتند ، این خود یک روش فرهنگی در حکمروایی حسن صباح بوده  او تنها مرد مبارزه بلکه مرد قلم ، دانش و ادب نیز بوده است .

به نقل از:فرهنگستان



تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٦ | ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای