با نهایت تأسف و تأثر خبر درگذشت دو تن از همولایتی های خدوم و زحمتکش مرحومه مغفوره سرکار خانم نازنین سمیعی الموتی و جوان برومندش مرحوم علی اکبر میرزایی الموتی که در اثر سانحه دلخراش تصادف اتومبیل به لقاالله پیوستند،مردم گازرخان را در سراسر میهن عزیزمان عزادار و موجی از غم و اندوهی عمیق در سینه ها نشست.

بنده نیز به نوبه خود این مصیبت بزرگ و فقدان عزیزانمان را خدمت خانواده ی آن مرحومان و مردم شریف گازرخان تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای متوفیان آرزومندم.

به رسم ادب و نوع دوستی و حس همولایتی بودن،در اینگونه مراسمات مردم شریف روستای گازرخان چه آنها که در خود روستا ساکنند و چه آنها که در جای جای این سرزمین اقامت دارند یکدل و متحد ، کدورتهای احتمالی را کنار گذاشته و سیاهپوش و عزادار خود را به مراسم تشییع وسوم و ... رسانده و ضمن مشارکت و مساعدت در برگزاری مراسم با خانواده ی متوفی ابراز همدردی می نمایند. کما اینکه گازرخانی های عزیز در روز پنج شنبه 15 خرداد 93 یکی از بی نظیر ترین مراسم تشییع و تدفین را  برای عزیزان تازه گذشته برگزار نموده و نمایش دیگری از حس انسان دوستی خود را به تصویر کشیدند که کاری بسیار شایسته و در خور تحسینیست و از این بابت از کلیه گازرخانی های عزیز به جهت این انسان دوستی و عرق به همولایتی های عزیز تشکر و قدردانی می شود.

اما بیان چند نکته در این زمینه ضروری به نظر می رسد که توجه همه همولایتی ها خصوصا نسل جوان را به آن جلب می کنم:

  1. چرا در زمینه عمران و آبادی و کارهای عام المنفعه که سود آن به همه مردم می رسد مردم ما این سطح از همدلی و اتحاد را ندارند؟
  2. آیا رسیدگی به مشکلات روستا با یک انسجام و وحدت ملی نسبت به حضور در مراسم تشییع و ... یک عزیزی اهمیت کمتری دارد؟ یا حداقل ثواب کمتری دارد؟
  3. آیا نسل جوان ما که متاسفانه ( با عرض پوزش) در بسیاری از مشکلات مانند آب و زمین  و راه و جاده و .... از نسل قدیم ما کم گذشت تر و کوته بین تر عمل می نماید، اهمیت وحدت و انسجام مردم روستا را درک نمی کنند؟ یا مهارت لازم برای یک همزیستی مسالمت آمیز را ندارد؟
  4. چرا نسل تحصیل کرده ما هم نمی توانند در بسیاری از مشکلات با سعه صدر و با یک روح بلند حداقل بایکدیگر به گفتگو بنشینند؟
  5. چرا مردم ما به صاحب نظران و دلسوزان واقعی خود بی اعتماد هستند و به آراء و نظرات برتر تمکین ندارند؟
  6. چرا باید در فصل برداشت گیلاس ، هر ساله بر سر مسائلی ناچیز مانند پارک یک خودرو یا بر سر حق تقدم عبور یک نیسان یا بر سر یک جعبه ناقابل گیلاس ...... سریعا در موضع درگیری و دعوا قرار گرفته و حلاوت برداشت نعمات بی منتهای الهی  را در کام هم تلخ کنیم؟
  7. چرا در مبارزه با زمین خواری و برداشت غیر قانونی آب که یکی از مشکلات مهم حال حاضر روستاست یکدل نیستیم؟ (و متاسفانه در بسیاری از موارد دست اکثر ما در این پدیده شوم آلوده است)
  8. چرا به قول یک عزیزی « همه ما من هستیم و هیچکس چارک نیست؟!!!!!»

این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر در این زمینه وجود دارد که به ذهن همه شما می رسد؟ اما جواب آنها چیست؟

روستای گازرخان به لحاظ وسعت جغرافیایی  و شاخص جمعیتی یکی از روستاهای بزرگ الموت به شمار می رود و در سالهای اخیر ساخت و ساز زیادی در آن انجام شده  و  خانوار های ساکن در آن روز به روز بیشتر می شوند.از طرفی دیگر  به جهت طبیعت کم نظیر آن و وجود قلعه تاریخی حسن صباح همه روزه و خصوصا در ایام تعطیل انبوهی از  گردشگران داخلی و خارجی به آن سفر می نمایند که این موضوع نیز شلوغی گازرخان را مضاعف نموده است  و از طرفی دیگر گازرخان یکی از قطبهای بزرگ تولید گیلاس کشور به شمار می رود و همگان این مطلب را تایید می نمایید که به واسطه این نعمت الهی توسعه و پیشرفت و تمکن مالی مردم روستا تا حدود زیادی به آن بر می گردد.و خود این موضوع در زمین خواری ها و  ...... تاثیر منفی گذاشته است.و در واقع می توان گفت گازخان با مسائل و مشکلاتی که دارد از حوزه یک روستا فراتر رفته و برای اداره آن باید سازو کار شهرنشینی در آن اعمال شود.علی ای حال امکان شهر شدن و حضور یک شهردار در رأس اداره گازرخان و حل مشکلات فراروی آن وجود ندارد. پس چه باید کرد؟

جواب این سوال و حل جمیع مشکلات روستا و شاه بیت عمران و آبادی گازرخان و هر روستا و شهر و کشور دیگری در این عبارت خلاصه می شود:

" وحدت و همدلی و گذشت مردم نسبت به یکدیگر "

لطفا نظرات خود را در مورد مطلب فوق الذکر  در قسمت کامنتها (نظرات) با اطلاع دیگر همولایتی های عزیز برسانید/



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢٢ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای