یازدهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان (الموت)در قزوین پایان یافت

قزوین - خبرگزاری مهر: یازدهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان کشور با معرفی آثار و هنرمندان برتر به کار خود پایان داد.

به گزارش خبرنگار مهر در قزوین، مراسم اختتامیه یازهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان پنجشنبه شب با حضور سجادپور مدیرکل دفتر نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی کشور، میرزاخانی مدیر عامل انجمن سینمای جوانان، شفیعی ها مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، رمضانی معاون فرهنگی و هنری ارشاد، هنرمندان و علاقمندان در سالن تبلیغات اسلامی قزوین برگزار شد.

 

در این جشنواره هنرمندان استانهای تهران، البرز، قم، مازندران، قزوین، خوزستان، لرستان و ایلام به مدت دو روز با هم رقابت کردند و در پایان آثار برتر با نظر هیئت داوران انتخاب و معرفی شد.

 

هیئت داوران در بخش عکس لوح تقدیر را به امیر مافی بردبار از قزوین برای عکس درسایه کار و امین منتظری از اهواز برای عکس حضور اهدا کرد.

 

در بخش استعداد جوان تندیس و مبلغ سه میلیون ریال به مریم فرساد از قزوین، مسعود رضایی از اهواز، دیپلم افتخار و چهار میلیون ریال به نوید رحمانی و تندیس و پنج میلیون ریال به میعاد آخی از اهواز تعلق گرفت.

 

در بخش پوستر مریم کاظمی برای پوستر فیلم فقط برای امروز از قزوین اول شد، آزاده بارنگی از قزوین برای پوستر فیلم ناگهانی در رتبه دوم قرار گرفت و سام چگینی از قزوین هم برای پوستر فیلم شاید آسمان سوم شد.

 

در بخش فیلمنامه نویسی مهناز درودی برای فیلمنامه پیکولو از تهران، سیده فریبا معیری برای فیلمنامه قاب عکس از خرم آباد، غزل علامه زاده برای فیلمنامه مترسک از آبادان، لوح تقدیر گرفتند.

 

همچنین مونا پارسایی از آبادان با فیلمنامه رویای کودکانه اول شد، بهرام لطفی با شعر شبانه از تهران دوم و گل اندام صفری با زنگ آخر از قزوین سوم شد.

 

در بخش ویژه اقتباس ادبی از متون کهن و معاصر لوح تقدیر به گل اندام صفری برای فیلمنامه طمع از قزوین و لیلا روغنگیر

قزوینی برای فیلمنامه سرچشمه و تندیس هم به سید فرهاد نجفی برای فیلمنامه دو مرد از کرج تعلق گرفت.

 

در بخش تحقیق حسن جعفری از بهشهر برای فیلم کیجا کرچال، در فیلمنامه اسماعیل میرزایی از قم برای فیلم آق آت، در تصویربرداری آرش رصافی برای فیلم شیشه های بخار گرفته از تهران، در تدوین محمد رضا ترشیزی و امیر داور برای فیلم نفس نرم نسیم از مشهد، در بخش بهترین فیلم داستانی اسماعیل میرزایی برای فیلم آق آت از قم، در بهترین فیلم پویانمایی سحر شیرمحمدی برای فیلم  می(me) از قزوین، در بخش بهترین فیلم مستند محمد علی هاشم پور از ساری برای فیلم امین نگهبانی شالی های نورس، بهترین فیلم تجربی، فاطمه دستمرداز تهران برای فیلم سکوت برکه ها، در استعداد جوان علی نور محمدیان از خرم آباد برای فیلم تاکسی، در بخش تهیه کننده، تندیس جشنواره به انجمن سینمای جوان دفتر خرم آباد رسید.

 

در بخش جایزه ویژه هیئت داوران از میان پنج کاندیدا تندیس جشنواره به محمد باقر حنطوش زاده از دزفول برای فیلم خوشه های مقدس اهدا شد.

 

در بخش تحقیق از میان شش کاندید حامد کلجه ای برای فیلم پارسیاد از قزوین منتخب جشنواره شد.


در بخش فیلمنامه از بین پنج کاندیدا، افشین عامریان از کرج برای فیلم شیشه های بخار گرفته، داود رجبی برای فیلم اولین سال نو، در تصویر برداری محمد مقیم پور از ساری برای فیلم امین نگهبانی شالی های نورس، داود رجبی از قم برای فیلم آق آت، در تدوین یاسر طالبی از ساری برای فیلم صدای دیدار، محمد مقیم پور از ساری برای فیلم امین نگهبان شالی های نورس، در صدا مجید قلی زاده از ساری، جمال الدین بیات از قم، در بهترین فیلم داستانی افشین عامریان از کرج، داود رجبی از قم، در بهترین فیلم مستند، فضل الله تاری از تهران برای فیلم تنهایی پرهیاهو، حسن جعفری از بهشهر برای فیلم کیجا کرچال، در فیلم تجربی مجتبی کوهکن از تهران برای فیلم سرزمین همسرم، در بخش استعداد جوان مهدی بختیاری از قم برای فیلم برای فردا، در بهترین کارگردانی دیپلم افتخار به انجمن سینمای جوان قزوین اهدا شد.

 

همچنین دیپلم بهترین فیلم داستانی به رامین محمدیان برای فیلم آفساید از قزوین و سیده فریبا معیری و علی سرشار برای فیلم ستاره شب و در بخش فیلم مستند کیومرث سرشار از خرم آباد برای فیلم نسار تعلق گرفت.

 

لوح، تندیس و جوایز برندگان توسط سچادپور و میرزاخانی و شفیعی ها اهدا شد.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۲:۱۳  ,  ۱۳۹۰/۰۲/۲۳



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٢٤ | ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

به نقل از خبرگزاری مهر 20/2/90

جشنواره "الموت" افتتاح شد

جشنواره منطقه‌ای "الموت" با افتتاح نمایشگاه عکس‌های راه یافته به این جشنواره ساعتی پیش در سینما بهمن قزوین افتتاح شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، صبح امروز فصل یک جشنواره منطقه‌ای "الموت" با افتتاح نمایشگاه عکس عکاسان راه یافته در جشنواره با حضور مهدی رمضانی؛ معاون فرهنگی هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد استان قزوین، هاشم میرزاخانی؛ مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران و جمعی از هنرمندان و اصحاب رسانه افتتاح شد.

در روز افتتاحیه ضمن اکران فیلم‌های کوتاه برای نخستین بار فیلم سینمایی "گلوگاه شیطان" اکران عمومی می‌شود. پس از بازدید از نمایشگاه، اکران فیلم‌های این جشنواره با نمایش فیلم کوتاه "بزرگترین مرد زنده" از فیلم‌های بخش مروری بر سینمای کوتاه آمریکا آغاز شد و بخش نخست جشنواره منطقه‌ای "الموت" در ساعت 10:30 به پایان رسید.

یادآور می‌شود جشنواره منطقه‌ای "الموت" امروز در سینما بهمن قزوین آغاز شد و این جشنواره روز 22 اردیبهشت در تالار مرمر به پایان خواهد رسید.
 

تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۴۵  ,  ۱۳۹۰/۰۲/۲۰

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٢۱ | ۸:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

از سخنرانی های دکتر علی شریعتی.

. . . .اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است . اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد ” ام رافع ” بیاید ، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که:


-
ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامه‌ های نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او می‌رود.


به ام رافع گفت

:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران

.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.


لحظه ‌ای گذشت و لحظاتی


ناگهان از خانه شیون برخاست

.
پلک‌هایش را فروبست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.


شمعی از آتش و رنج ، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.


از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد

.
اما کسی نمی ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمی ‌داند کجا؟


در خانه‌اش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.


و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.


آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه

.
مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.


و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی ‌پیغمبر، بی ‌فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.


ساعت ‌ها است.. . . . . .




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱۸ | ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

تفنگت را زمین بگذار ،

تفنگت را زمین بگذار . . .       .جنایتکاران سعودی

من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار . . .

تفنگت دست تو یعنی : زبان آتش و آهن .

جوانان به خاک و خون کشیده ی بحرین     جوانان به خاک و خون کشیده ی بحرین

من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن ، ندارم جز زبان دل،زبان دل

دلی لبریز از مهر . . ای تو با دوستی دشمن . . .

زبان آتش و آهن ؛

 زبان خشم و خونریزیست، زبان خشم چنگیزیست.

 

بیا بنشین ، بگو بشنو سخن شاید. .

فروغ آدمیت را در قلب تو بگشاید. .

تو از آئین انسانی چه میدانی ، چه میدانی؟

 اگر جان را خدا دادست چرا باید تو بستانی؟

 چرا باید برادر را به خاک و خون بغلتانی ؟

گرفتم در همه احوال حق گوئی و حق جوئی و حق با توست!

ولی حق را برادرجان!           

  به زور این زبان نافهم آتشبار ،نبایدجست ، نباید جست.

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار . . . .تفنگت را زمین بگذار

تفنگت را زمین بگذار     (( فریدون مشیری ))



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٤ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

شرح زندگی نامه سعدی

 

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.

تاریخ ولادت سعدی به قرینه ی سخن او در گلستان در حدود سال 606 هجری است. وی در آغاز گلستان چنین می گوید:

«یک شب تأمل ایام گذشته می کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب دیده می سفتم و این ابیات مناسب حال خود می گفتم:

در اقصای عالم بگشتم بسی      به سر بردم ایام با هر کسی

تمتع به هر گوشه ای یافتم        ز هر خرمنی خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد        ندیدم که رحمت بر این خاک باد

تولای مردان این پاک بوم برانگیختم خاطر از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان       تهیدست رفتن سوی دوستان

به دل گفتم از مصر قند آورند       بر دوستان ارمغانی برند

مرا گر تهی بود از قند دست       سخن های شیرین تر از قند هست

نه قندی که مردم به صورت خورند         که ارباب معنی به کاغذ برند»

به تصریح خود شاعر این ابیات، مناسب حال او و در تأسف بر عمر از دست رفته و اشاره به پنجاه سالگی وی سروده شده است و چون آنها را با دو بیت زیر که هم در مقدمه گلستان من باب ذکر تاریخ تألیف کتاب آمده است:

هر دم از عمر می رود نفسی    چون نگه می کنم نمانده بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی     مگر این پنج روز دریابی

خجل آن کس که رفت و کار نساخت      کوس رحلت زدند و بار نساخت

خواب نوشین بامداد رحیل        بازدارد پیاده را زسبیل...

قیاس کنیم، نتیجه چنین می شود که در سال656 هجری پنجاه سال یا قریب به این از عمر سعدی گذشته بود.

 

سعدی در شیراز در میان خاندانی که از عالمان دین بودند ولادت یافت. دولتشاه می نویسد که: «گویند پدر شیخ ملازم اتابک بوده» یعنی اتابک سعدبن زنگی، و البته قبول چنین قولی با اشتغال پدر سعدی به علوم شرعیه منافات ندارد. سعدی از دوران کودکی تحت تربیت پدر قرار گرفت و از هدایت و نصیحت او برخوردار گشت؛ ولی در کودکی یتیم شد و ظاهراً در حضن تربیت نیای مادری خود که بنابر بعضی اقوال مسعود بن مصلح الفارسی پدر قطب الدین شیرازی بوده، قرار گرفت و مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت و سپس برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. این سفر که مقدمه ی سفرهای طولانی دیگر سعدی بود، گویا در حدود سال 620 هجری اتفاق افتاده است؛ زیرا وی اشاره ای دارد به زمان خروج خود از فارس در هنگامی که جهان چون موی زنگی در هم آشفته بود. . . .

 دنباله ی این پست را در "ادامه مطلب" بخوانید.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای