دوست خوبم " علیرضا نجفی الموتی " شعر زیبایی در سوگواری حضرت حسین«ع» برایم فرستاده که آنرا برای شما درج میکنم:

در سوگواری حضرت حسین«ع»
وحشی »چنین سروده ای دارد:

روزیست اینکه حادثه کوس بلازده‌ست
کوس بلا به معرکهٔ کربلا زده‌ست
روزیست اینکه دست ستم ، تیشه جفا
بر پای گلبن چمن مصطفا زده‌ست
روزیست اینکه بسته تتق آه اهل بیت
چتر سیاه بر سر آل عبا زده‌ست
روزیست اینکه خشک شد از تاب تشنگی
آن چشمه‌ای که خنده بر آب بقا زده‌ست
روزیست اینکه کشتهٔ بیداد کربلا
زانوی داد در حرم کبریا زده‌ست
امروز آن عزاست که چرخ کبود پوش
بر نیل جامه خاصه پی این عزا زده‌ست
امروز ماتمی‌ست که زهرا گشاده موی
بر سر زده ز حسرت و واحسرتا زده‌ست
یعنی محرم آمد و روز ندامت است

روز ندامت چه ، که روز قیامت است

روح القدس که پیش لسان فرشته‌هاست
از پیروان مرثیه خوانان کربلاست
این ماتم بزرگ نگنجد در این جهان
آری در آن جهان دگر تیر این عزاست
کرده سیاه حله نور این عزای کیست
خیرالنسا که مردمک چشم مصطفاست
بنگر به نور چشم پیمبر چه می‌کنند
این چشم کوفیان چه بلا چشم بی‌حیاست
یاقوت تشنگی شکند از چه گشت خشک
آن لب که یک ترشح از او چشمهٔ بقاست
بلبل اگر ز واقعه کربلا نگفت
گل را چه واقعست که پیراهنش قباست
از پا فتاده است درخت سعادتی


تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٢٩ | ٤:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

از شهادت حسین (ع) چنان حرارتی در دلها ایجاد خواهد شد که هیچگاه خاموش نخواهد شد.

 آئین های عزاداری محرم در روستای گازرخان ( 3 )

 (معرفی خادمان ابا عبداله الحسین از قدیم تا کنون )

 

 و اما در همه هیئت ها ی عزاداری  عده ای هستند که خالصانه  خدمت میکنند .عده ای به نصب پارچه ها و پرچم های عزاداری میپردازند. عده ای به مداحی در این مراسمات مشغولند و خلاصه به نحوی از انحا خدمت رسانی میکنند. . در گازرخان ما بودند و هستند کسانی که در مراسم عزای حسینی افتخار خادمی فرزند زهرا را به گردن دارند.

به گفته کهنسالان روستا در قدیم  روحانیون بومی اهل گازرخان بودند که مکتبهای آموزش قران داشتند و در مسجد گازرخان به وعظ و خطابه می پرداختند و حتی عده ای از این روحانیون صاحب کراماتی بودند.

تا جایی که نگارنده شنیده است افرادی چون ملا احد و ملا مطیع و ملا شعبان که همگی از طایفه مقیمی ها و عسگریها هستند در مسجد گازرخان به  تبلیغ دین رسول خاتم مشغول بودند. و همچنین ملا قربانعلی و ملا عباس محمدی  که از اجداد بنده میباشند مکاتب آموزش قران و علم آموزی و منابر خطابه و وعظ در مسجد داشته اند. همچنین به نقل از ابوی بنده که ملا عباس دارای همسری به نام  زهرا بوده که مردم روستا به او ملا زهرا میگفتند و حافظ کل قران بوده اند و عده ای از پیرمردان که شماری از آنها هم اکنون در قید حیات هستند نقل میکنند که شاگرد او بوده اند .

در سالهای نزدیکتر به عصر ما هم عده ای بوده اند که افتخار خادمی اهل بیت عصمت و طهارت را داشته اند .افرادی چون حجه الاسلام شیخ مرتضی سمیعی و  مرحوم حجه الاسلام توکلی  که منبر موعظه و روضه خوانی در مسجد داشته اند و افرادی چون ملا علی اکبر محمدی و شیخ کربلایی  ابراهیم سمیعی افتخار مداحی اهل بیت عصمت را داشته اند.

 اما  خادم مخلص اهل بیت که چند سالی هست که دیار فانی را وداع گفته اند. ملا یوسف عسگری  هستند . که واقعا با خلوص نیت مدح خاندان نبوی را میخواندند. پیرمرد با صفا و دوست داشتنی که همیشه در پله اول منبر می نشستند و چه زمانی که وسایل صوتی مانند بلندگو و اکو وجود داشت و چه زمانی که از آن بی بهره بودیم . با صدایی گرم و دلنشین مداحی میکردند. . هیچ وقت این نکته از یاد نگارنده نمی رود که زمانی که دسته ی عزاداری درظهر عاشورا و در برگشت به روستا از جاده ی قدیمی روستا که دارای شیب بسیار زیادی می باشدو نفس هر عابری در گذشتن این سراشیبی ها بند می آید. و کمتر مداحی نفس خواندن در آن موقعیت را دارد و یا بعلت نبود وسایل صوتی مداحی نمی کنند مرحوم ملا یوسف عسگری با نیتی خالصانه  عزاداران حسینی را با صدای گرم خویش و با نوحه ها و روضه های قدیمی مستفیض میکردند.

 اما در حال حاضر هم پیرمردان و جوانانی هستند که مفتخر به مداحی اهلبیت عصمت و طهارت رادارند. روحانی بومی روستا که چند سالی هست که مردم روستا از منبر او بی بهره هستند . حجه الاسلام حاج شیخ علی روحانی که در قم سکونت دارند . می باشد که سهم زیادی در روشنگری و تبلیغ دین رسول خاتم را درروستا دارند.

 پیر غلامانی چون کربلایی ضیاء الیاسی و کربلایی محمد آقا معصومی و کربلایی محمد حسینی از نسل مداحان قدیمی هستند که خدمتگزار خاندان عصمت و طهارت هستند. خصوصا کربلایی ضیا ء الیاسی که در اکثر دهات های الموت شناخته شده است و از او برای مداحی در مراسمات دعوت بعمل می آید و واقعا حق زیادی به گردن مردم روستا دارند . در اکثر مواقع که کسی در روستا فوت میکند کربلایی ضیا الیاسی راهنمای مردم در غسل و نماز و تلقین اموات می باشند . و در مجالس  بزرگداشت اموات روستا خالصانه و بدون هیچ چشمداشتی برای اموات قران قرائت میکنند و مداحی میکنند. پدر او حاج مراد علی الیاسی بودند که تولیت امامزاد ه های گازرخان را به عهده داشتند. و چند سالی هست که بدرود حیات گفته اند.

اما موذنی با اخلاص که چند سالی هست که عالم فانی را بدرود گفته اند شیخ محمد رضا معصومی بودند که بسیار خوش اذان را در همه اوقات اقامه میکردند. به گفته قدیمی ترها او از دورا ن طفولیت موذن مسجد گازرخان بودند.و  در گرما و سرما با صدایی فوق العاده زیبا و روحانی اوقات شرعی را به اطلاع مردم میرساندند.

اما از نسل جدید مداحان و گل سر سبد آنها کربلایی  حسین معصومی می باشد. که با صدایی بسیار خوش و با سبکها و فنون جدید . رونق خاصی به مجلس عزای حسین (ع) میبخشد. او که در سطح استان قزوین نیز شناخته شده است افتخار مداحی در بین کاروانهایی که از قزوین عازم عتبات عالیات  هستند را نیز دارا می باشد.

 از دیگر مداحان جوان و نسل جدید نیز میتوان به صادق رضایی و  ولی اله حسینی وحسن صفری و  حبیب صفری و تقی باقری و .... نیز اشاره کرد . در سالهای گذشته که درس و تحصیل و کار کمتر وقت نگارنده را میگرفت، بنده حقیر هم افتخار مداحی در مسجد ولیعصر را داشتم.

 انشاالله در فرصت های بعدی فایل صوتی مداحی مداحان گازرخان را برای استفاده شما مخاطبان عزیز در سایتقرار میدهم.

اما در سالهای نه چندان دور افرادی نیز به برپایی مراسم تعزیه خوانی در روستا در ایام محرم و صفر می پرداختند که جادارد از آنها نیز یادی کرده باشیم . افرادی نظیر مرحوم حاج شیخ ابراهیم سمیعی ومرحوم حاج محمد سمیعی و محمد حسینی و میر شمس باقری و محسن عسگری و الهیار نجفی و علی سمیعی و نوجوان ناکام مرحوم احمد سمیعی افرادی بودند که تعزیه خوانی برای اهل بیت را به زیبایی اجرا میکردند

 در سالهای اخیر کربلایی ولی الله حسینی به همرا گروه خود در مناسبتهای مختلف به تعزیه خوانی در روستا می پردازند.

 نگارنده از همه کسانی که خدمتگزار در این جلسات هستندو یا عزیزانشان در گذشته به این گونه مراسمات خدمت رسانی کرده اند و نامشان در این نوشته ذکر نشده است صمیمانه میخواهم این قصور را به بنده ببخشند و خدای ناکرده ناراحتی و گله ای از من به دل نگیرند. چرا که هرانچه که به خاطر و ذهن من رسید را به اطلاع شما رساندم.

از درگاه خداوند متعال برای همه خادمان اهلبیت عصمت و طهارت که در گذشته در مسجد ولیعصر روستای گازرخان زحمت کشیده اند و هم اکنون رخ در نقاب خاک کشیده اند .آرزوی آمرزش و علو درجات را مسئلت مینماییم و همچنین برای همه ی کسانی که هم اکنون زحمت اینگونه مراسمات را می کشند آرزوی سلامتی و طول عمر و موفقیت در همه ی شئون زندگی را طلب میکنبم.    

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱٩ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

از شهادت حسین (ع) چنان حرارتی در دلها ایجاد خواهد شد که هیچگاه خاموش نخواهد شد.

 

 آئین های عزاداری محرم در روستای گازرخان ( 2 )

. . . . . . . .. . . . .و عده ی زیادی از خیرین روستا و روستاهای همجوار با وسایل مختلف از عزاداران حسینی پذیرایی میکنند در این مکان مقدس مقبره امام زاده محمود می باشد که مطلعین از شجره نامه او ایشان را برادر امام زاده داود میدانند که مدفنشان در اطراف تهران قرار دارد. .ساختمان امام زاده از قدیم باقی مانده است و در این مدت چندین مرتبه مرمت و تعمیراتی در آن صورت گرفته است. دیوارهای گلی و شیروانی سبز رنگ آن در میان باغهای سرسبز گزادشت به ان معنویت و صمیمیت خاصی بخشیده است.

 اب شرب بس گوارا و خوش طعم در جلوی امامزاده قرار دارد. که در سال 1378 زمانی که ابوی بنده آقای آیت الله محمدی مسئولیت شورای گازرخان را بر عهده داشتند به سرپرستی ایشان و طراحی کربلایی مظاهر عسگری که الحق و و الانصاف در کار خود نابغه ای به شمار میرود. از چشمه ای در آن طرف رودخانه گزدره در ضلع شمالی امامزاده به این منطقه آورده شده است ، انتقال این آب خوشگوار به این مکان با توجه به موقعیت جغرافیایی آن ذهن همگان را به نبوغ حسن صباح در انتقال آب به قلعه متبادر میسازد.

و اما دسته ی عزای حسینی پس از برگزاری مراسم عزاداری در کنار امامزاده محمود ، در برگشت به روستا از جاده ی قدیمی روستا استفاده میکنند چرا که مزار شهدای گرانقدر و مزارستان روستا در سر راهشان قرار دارد. خیل عزاداران در جاده پر پیچ و خم قدیمی در حالی که علم عزای حسینی در بینشان قرار دارد. سختی مسیر را به جان میخرند و خود را به مزار شهدا میرسانند. ودر این مکان عزاداری باشکوهی خصوصا از طرف جوانان روستا انجام میگیرد.

کم کم عزاداران به روستا وارد میشوند ، در مسیر ی که تا میدان محل فاصله دارد از خانه های اطراف جاده دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت با دود کردن اسفند و قربانی کردن گوسفند به استقبال عزاداران می آیند. زمانی که دسته وارد میدان محل میشود ، خانواده های گازرخانی  قریب به اتفاق زیر پای عزاداران و یا به نیت قربانی زیر پای علم حسینی گوسفند قربانی میکنند.و به ابراز ارادت به آستان ابا عبدالله الحسین میپردازند. لازم به ذکر است حتی گاهی تعداد این گوسفندان به 100 راس میرسد . که گوشت آنرا مردم به هیئت امنا مسجد تحویل میدهند و در مراسمی که همه ساله در روز سوم شهادت امام حسین در مسجد روستا برگزار میشود آنرا طبخ نموده و از حضار پذیرایی میکنند. پس از سینه زنی در ظهر عاشورا در میدان محل ، نماز باشکوه ظهر عاشورا در مسجد گازرخان بر پا میشود. در دهه اول محرم معمولا از روز ششم و هفتم به بعد همه روزه خیرینی هستند که شام و ناهار در خدمت عزاداران حسینی هستد و تا روز سوم محرم از آنها پذیرایی میکنند.

 مراسم یادواره شهدای گرانقدر روستا همه ساله در ظهر تاسوعا در مسجد ولیعصر (عج) برپا مشیود شهداء گرانقدری که به اذعان همگان از بهترین جوانان روستا به شمار میرفتند و با ا هدا خونشان از شرف و ازادگی و استقلال ایران دفاع کردند.یاد شهیدان « مهندس سیف الله نجاریمسعود عباسیاحمد گلعلیپوراحسان الله باباییحسن یعقوبی نژادمحمد کیا گلعلیپور» برای همیشه در ذهن و قلب جوانان این روستا می ماند و درس آزادگی و استقلال را از آنها به یادگار میگیرند.

 و اما در عصر عاشورا که شام غریبان شهدای کربلا به شمار میرود. مردم روستا به یاد غربت و مظلومیت خیمه های ابا عبدالله الحسین و به یاد کاروانسالار اسیران خانم زینب کبری ُ(س) در میدانگاه محل گردهم می آیند و عزاداری باشکوهی را برگزار میکنند. نقل است که در سالهای دور مراسم عصر عاشورا مفصلتر در روستا برگزار میشده است به این گونه که عده ای خود را شبیه اهل خیمه های حسینی مینمودند و عده ای هم لباس یزیدیان را به تن میکردند و غارت خیام فرزند زهرا و آتش زدن خیمه ها و به اسارت گرفتن انان را به صورت نمادین اجرا میکردند . در سالهای اخیر به صورتی کم رنگتر هیئت متوسلین قمر بنی هاشم (ع) مراسم آتش گرفتن خیام ابا عبداله الحسین را برگزار می کنند.

  همه ساله بعد از سینه زنی شام غریبان که به صورت مداحی یکی از مداحان و همراهی عزاداران صورت میگیرد جوانان روستا به دو دسته تقسیم میشوند و در حالی که شور سینه زنی گرفته اند اذکاری را به این مضموم میخوانند. دسته ی اول میخوانند. « شام غریبان سحر ندارد ، سکینه امشب پدر ندارد ، ای وای حسینم ، مظلوم حسینم، حسین .....» و دسته ی دیگر در جواب میگویند : « خاک مذلت بر فرق ما شد ، زینب اسیر شمر دغا شد، ای وای حسینم ، مظلوم حسینم ، حسین . » این ذکر را نگارنده از دوران طفولیت در شام غریبان امام حسین به ذهن دارد و اذکار دیگر که به فراخور حال بر زبان عزاداران جاری میشود. لازم به ذکر است که مراسم عزاداری در روستای گازرخان تا سوم و بعضا تا هفتم  شهادت امام برگزار میشود.

با توجه به موقعیت روستا که همه روزه پذیرای  توریستها و گردشگران زیادی از سراسر کشور ویا بعضا از دیگر نقاط جهان میباشد . افراد غیر بومی زیادی در مراسم عزاداری شرکت میکنند و به اذعان اکثریت آنها جو معنوی خاصی در این مراسمات وجود دارد. با توجه به مثل زیبای پارسی که گفته میشود. « شنیدن کی بود مانند دیدن » از همه مخاطبا ن عزیز دعوت میکنم این مراسمات را از نزدیک مشاهده نمایند و از مهمان نوازی گازرخانیها بهرمند شوند. . . . . . . . . . .

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱٩ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

 از شهادت حسین (ع) چنان حرارتی در دلها ایجاد خواهد شد که هیچگاه خاموش نخواهد شد.

(رسول اکرم «ص »)

 آئین های عزاداری محرم  در روستای گازرخان ( 1 )

  در روستای گازرخان از قدیم الایام مراسم عزاداری با شکوه و عظمت خاصی برگزار می شود.

وجود امام زاده هجده تن در میدان روستا (( اطلاعات بیشتر در مورد امام زاده هجده تن را در همین سایت مطالعه فرمایید.)) و جنب مسجد ولیعصر (ع) و امامزاده محمد حنیفه و امامزاده محمود ( علیهم السلام ) باعث شده است که عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) با قلبی مالامال از شور و شعور حسینی در کنار این امام زادگان به سوگواری فرزند زهرا بنشینند و به گفته کهنسالان روستا در گذشته از روستاهای همجوار دسته های عزاداری به روستای گازرخان آمده و در کنار امامزادگان این روستا به مداحی و نوحه سرایی می پرداختند.

 در روستای گازرخان از شب اول محرم هرشب در مسجد ولیعصر (عج) مراسم عزاداری با مداحی مداحان اهل بیت و سخنرانی روحانیونی که از طرف امام جمعه محترم منطقه الموت حاج آقا حسینی به این روستا می آیند ، برپا میشود.

 درحالی که در قزوین انواع و اقسام علامتها و طبقها و ... در مراسمات عزاداری در دست عزاداران مشاهده میشود اما در روستای گازرخان عزاداران حسینی  علمی را به نشانه ی پرچم آقا ابوالفضل در بین دسته عزاداری برپا میکنند.که از سالیان بسیار دور برای ما به یادگار مانده است.مردم روستا از گذشته تاکنون پارچه های سبز ورنگی را به عنوان نذر به این علم میبندند.و تقدس خاصی برای آن قائلند. نگارنده با وجود تلاش بسیار  نتوانست اطلاعات موثقی از اینکه  قدمت این علم به چند سال پیش بر میگردد. و یا ینکه چوب آن از کجا و توسط چه کسی وقف شده است را بدست بیاورد علی ای حال برای مردم روستا بسیار محترم است.

 جالب است که بدانید. که امتیاز علمداری روستای گازرخان در دست طایفه ی سمیعی هاست که از قدیم تاکنون تولیت مسجد را به عهده داشته اند. مردم روستا خصوصا قدیمیترها به اکثر سمیعی ها (( شیخ )) میگویند . چون از قدیم روحانیون و قاریان مکتبی زیادی در این طایفه بوده اند . مانند حجه الاسلام شیخ مرتضی سمیعی که مزارش در ورودی مسجد ولیعصر  قرار دارد و زنده یاد حاج شیخ ابراهیم سمیعی که از مداحان برجسته در گذشته نه چندان دور بوده است.

در حال حاضر علمدار روستای گازرخان آقای ولی آقا سمیعی هستند که در بین دسته های عزای ابا عبداله الحسین (ع) علم را به دست میگیرد. در روزهای عادی سال علم در داخل مسجد قرار دارد اما در ایام محرم و صفر به نشانه ی برگزاری مجالس عزای حسینی علم را در بیرون مسجد و به دیوار تکیه می دهند. و نمازگزاران و عزاداران حسینی پارچه های نذری به آن میبندند.

در عصر روز قبل از تاسوعا و در عصرهای تاسوعا و عاشورا مردم در میدان محل جمع میشوند و به سینه زنی می پردازند و علمدار علم را دربین عزاداران به حرکت در می آورد. 

دسته های عزاداری در روز تاسوعا سینه زنان از مسجد محل به استان مقدس امامزاده محمد حنیفه می آیند و در کنار این امام زاده به عزاداری می پردازند.و در این محل دوستداران اباعبداله عزاداران حسینی را با شربت و غیره پذیرایی می کنند.

اما درصبح عاشورا دسته ی عزاداری امام حسین متشکل از جوانان و پیران و زنان و مردان از همه قشر در قالب دسته عزاداری واحدی از مسجد محل به راه می افتند و از طریق جاده جدید الاحداث روستا  سینه زنان و اشک ریزان خود را به امام زاده محمود (ع) که در فاصله سه کیلومتری روستا و در مزرعه گزادشت واقع شده است میرسانند. و ضمن عرض ارادت و تسلیت به این امازاده گرامی در کنار ان سوگواری فرزند زهرا را به پا میدارند. انبوه دوستداران حسینی در این مکان مثال زدنیست . و عده ی زیادی از خیرین روستا و روستاهای همجوار با وسایل مختلف از عزاداران حسینی پذیرایی میکنند. .......



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱۸ | ٥:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

بسمه تعالی

 هیئت منتظران مهدی (عج) گازرخانیهای مقیم قزوین طبق آنچه که انتظار میرفت اقدام به بر پایی خیمه عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در دهه اول محرم نموده است .

طبق انچه که از طریق سامانه پیام کوتاه این هیئت به اطلاع بنده رسید . مقرر است مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع)  در دهه اول محرم هر شب ساعت 30/8  در مسجد مولاوردیخان قزوین برگزار گردد.

امیدوارم  کلیه همشهریان عزیز و محبان عاشورای اباعبداله الحسین (ع)  با حضور چشمگیر در این مراسماتاین دهه با عظمت را گرامی بدارند.



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱٥ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
 مناجات امام علی در دل شب



مناجات امام علی در دل شب
عُروة بن زبیر می گوید:
با گروهی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم که سخن از بدر و بیعت رضوان به میان آمد.
ابودرداء گفت:« آیا می خواهید کسی را نام ببرم که ثروتش از همگان کمتر، ولی تقوا و تلاشش در عبادت خدا بیش از همه است؟ »
گفتند:«آری. بگو.»
گفت:« امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب
در این هنگام تمام افراد حاضر در مجلس با ناراحتی از ابودرداء رو گرداندند. ابودرداء گفت:« ای مردم، من آنچه را دیدم می گویم، و هر یک از شما آنچه را که دیده است بگوید. من، خودم علی ابن ابی طالب را در لابه لای درختان نخل دیدم که نیمه‌های شب با صدایی حزن آلود چنین مناجات می کرد:« خدای من، چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیبایی‌ات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی، و چه بسیار رسوایی‌هایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی. خدایا، اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامه‌ی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم.»
صدای علی بن ابی اطالب مرا به خود مشغول ساخت. من دنبال صدا رفتم و به علی بن ابی طالب رسیدم. بدون حرکت در گوشه ای ایستادم و دیدم علی در دل تاریک شب چند رکعت نماز گزارد. آن گاه به دعا و گریه و مناجات مشغول شد و در ضمن مناجات هایش چنین گفت:« خدای من، به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک می‌شود؛ و گاه مؤاخذه و مجازات هول‌انگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت می‌گردد.
آه، اگر تو در نامه‌ی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کرده‌ای. آن گاه فرمان دهی که او را بگیرید. پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیله‌اش سودی برایش نداشته باشد. آه از آتشی که جگرها و کلیه‌ها را می سوزاند...»
پس آن قدر گریست که بدون حرکت افتاد. من پیش خودم گفتم از شدت شب‌زنده داری، خوابش برده، و گفتم او را برای نماز صبح بیدار می کنم. جلو رفتم و او را تکان دادم، ولی تکانی نخورد. گفتم:« انالله و انا الیه راجعون. علی بن ابی طالب مُرد!»
با شتاب به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به همسرش دادم. حضرت زهرا سلام الله علیها ماجرا را پرسید و من تعریف کردم.
او فرمود:«ای ابودرداء، به خدا سوگند این حالتی است که از ترس خدا به علی دست می‌‌دهد.» صبح که شد مردم به صورت علی آب زدند و علی به هوش آمد. برخاست و مرا دید که می‌گریم. فرمود:« چرا گریه می کنی؟»
گفتم:« به خاطر کاری که تو با خودت می‌کنی.»
فرمود:« ای ابودرداء، چه می‌گویی اگر مرا ببینی که برای حساب فرا خوانده‌اند، فرشتگان عذاب مرا گرفته‌اند و در پیشگاه خداوند جبار ایستاده‌ام، در حالی که دوستانم رهایم ساخته‌اند. در این هنگام تو بیشتر از اکنون به من رحم می‌کنی و برایم دل می‌سوزانی.»
به خدا سوگند، این صحنه را در زندگی هیچ یک از اصحاب رسول خدا ندیدم. 

 
منابع:
بحارالانوار، ‌ج 41، ص 11، حدیث
1
------ امالی صدوق
به نقل از سایت ایه های انتظار




تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٥ | ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای