نیایش

یدستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر
قطره شود خورشیدی

***************************************
باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند
روزن روزن‌.
ما بی تاب ، و نیایش بی رنگ .
از مهرت لبخندی کن ، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو.
ما هسته پنهان تماشاییم‌.
ز تجلی ابری کن ، بفرست ، که ببارد بر سر ما
باشد که به شوری بشکافیم ، باشد که ببالیم و
به خورشید تو پیوندیم‌.
ما جنگل انبوه دگرگونی‌.
از آتش همرنگی صد اخگر برگیر ، برهم تاب ، برهم پیچ :
شلاقی کن ، و بزن بر تن ما
باشد که ز خاکستر ما ، در ما، جنگل یکرنگی به در
آرد سر.
چشمان بسپردیم ، خوابی لانه گرفت‌.
نم زن بر چهره ما
باشد که شکوفا گردد زنبق چشم ، و شود سیراب
از تابش تو ، و فرو افتد.
بینایی ره گم کرد.
یاری کن ، و گره زن نگه ما و خودت با هم

***************************************

باشد که تراود در ما ، همه تو.
ما چنگیم‌: هر تار از ما دردی ، سودایی‌.
زخمه کن از آرامش نامیرا ، ما را بنواز
باشد که تهی گردیم ، آکنده شویم از والا« نت»
خاموشی‌.
آیینه شدیم ، ترسیدیم از هر نقش‌.
خود را در ما بفکن‌.
باشد که فرا گیرد هستی ما را ، و دگر نقشی
ننشیند در ما.
هر سو مرز، هر سو نام‌.
رشته کن از بی شکلی ، گذران از مروارید زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز ، باشد که نماند
مرز، که نماند نام‌.
ای دور از دست ! پر تنهایی خسته است‌.
گه گاه ، شوری بوزان
باشد که شیار پریدین در تو شود خاموش‌.

***************************************

 به یاد سهراب سپهری



تاريخ : ۱۳۸٩/۱/۳٠ | ٩:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

        خدمت همه ی دوستان و همه ی کسانی که از وبلاگ بنده دیدن فرموده اند . خصوصا همشهریان عزیز سلام عرض مینمایم.

 در هفته های اخیر خصوصا در هفته ی گذشته دوستان و همشهریان عزیز و ارجمند زیادی با پیامک یا تماس تلفنی یا حضورا نسبت به بنده در خصوص راه اندازی این وبلاگ لطف داشته اند.

بنا براین وظیفه خودم دانستم تا از همه ی بزرگواران چه آنها که از وبلاگ دیدن فرموده اند وچه کسانی که ضمن بازدید.برای بنده نظر و پیشنهاد های ارزشمندشان را فرستادند کمال تشکر و  قدر دانی را داشته باشم. و اآرزوی سلامتی و شادکامی همه را از درگاه باریتعالی خواهان وخواستارم.

 از همه ی دوستان و همشهریان عزیز خواهشمندم ضمن بازدید از وبلاگ-حتما لطف فرموده و بنده را از نظرات و پیشنهادات ارزشمندتان محروم نفرمائید.

زنده باد ایران - زنده باد الموت و  زنده باد گازرخان و همه ی گازرخانی های عزیز

شاد و موفق و سر بلند و سلامت باشید انشا الله



تاريخ : ۱۳۸٩/۱/٢٦ | ۸:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()

بسمه تعالی  

         به حول قوه ی الهی بعد از چندین و چند سال آرزوی دیرینه ی گازرخانی های مقیم قزوین برای داشتن تشکلی در قالب مذهبی فرهنگی سرانجام این مهم تحقق یافت که جای بسی شادمانی وخوشحالی دارد.

       گازرخانیهای مقیم قزوین با جمعیتی چشمگیر سالها به دنبال تشکیل هیئتی بودنند که علاوه بر فعالیتهای فرهنگی ومذهبی بتوانند همه استعداد های خود را دور هم جمع نموده و برای توسعه وپیشرفت و آبادانی روستای عزیزمان همفکری و مساعدت نمایند

     در سالهای گذشته تلاشهایی برای دور هم جمع کردن گازر خانیها  در قالب صندوقهای قرض الحسنه وغیره  توسط دلسوزانی صورت گرفت اما هر بار به دلائلی این تشکلها به سرنوشت تشکلهای قبلی دچارو کارایی خود را جز با برجاگذاشتن یک نام از دست دادندو عملا تا حد زیادی در رسیدن به اهداف تعیین شده شده ناکام ماندند

      در ماههای  آخر سال گذشته این ایده یک بار دیگر در دل و ذهن دلسوزان گازرخان شکل گرفت تا یکبار دیگر واینبار با درس گیری از شکستهای گذشته تشکلی را با اهداف فوق الذکر بنیان نهد. لذا آقایان محرم ملایی و علیرضا اسدی و برجعلی رمضانی و ولی الله حسینی   با همفکری و برگزاری جلساتی در منازل آقایان مجید نجاریو وثوق گلعلیپور تصمیم گرفتند ضمن تهیه اساسنامه ضمینه فراخوان عمومی و برگزاری مجمعی در تاریخ 19/1/89 در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) باغ نشاط را فراهم آورند تا در این مجمع با برگزاری انتخابات اعضا هیئت امنا انتخاب ومعرفی شوند.

    بالاخره روز موعود فرارسید و ما به محل برگزاری  جلسه رفتیم خدا خیرشان دهد دوستان فوق الذکر همه ی مقدمات اعم از وسایل پذیرایی و تهیه ی بسته هایی حاوی اساسنامه و فرم نظر خواهی و برگه ی جمع آوری آرا و دیگر ملزومات برگزاری جلسه را تمام و کمال فراهم آورده بودند.

    جلسه با حضور جمعی از گازر خانی های مقیم  استان قزوین وبا تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط بنده و اجرای آقای برجعلی رمضانی آغاز شد.ابتدا مقاله ای تحت عنوان فلسفه ی عزاداری عاشورا توسط آقای ولی اله حسینی قرائت شد. وسپس آقای محرم ملایی پشت تریبون رفتند و به تبیین اهداف تشکیل "هیئت مذهبی وفرهنگی گازرخانی های مقیم استان قزوین" پرداختند .مطلب بسیار جالبی که ایشان فرمودنند در خصوص صله ارحام در این جلسات بود که موجب میشود تا قلوب به یکدیگر نزدیکتر و اتحاد و همدلی بین ما بیشتراز پیش گردد. که سخن بسیار بجا ودرستی میباشد.

     نکته جالب توجه حضور شاعر محترم گازرخانی آقای علی(شاهپور)شفیعی گازرخانی که اشعار زیادی با زبان فارسی و همچنیین گویش الموتی در وصف الموت وگازر خان وقلعه تاریخیش سروده اند در جلسه بود که مجری محترم از ایشان دعوت کردنند تا جمع حاضر را با قطعه شعری مستفیض بفرمایند.که ایشان هم پشت تریبون رفته سروده ای در مورد الموت برای جمع حاضر قرائت کردنند.

       درادامه مجری محترم از حضار خواست ضمن مطالعه پیش نویس اساسنامه هیئت نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق تریبون به اطلاع حضار برسانند. که آقایان علی اکبر محمدی الموتی و وثوق گلعلیپور و ابوذر صفری  به بیان نظرات و دیدگاههای خود پرداختند.

در این قسمت آقای علیرضا اسدی یکی از بانیان بر گزار ی جلسه ویکی از تهیه کنندگان اساسنامه هیئت ضمن پذیرش پیشنهادات به پاسخگویی انتقادات پرداختند.

سرانجام به انتخاب اعضا ء هیئت امنا رسیدیم و تعداد 9 نفر برای عضو شدن نامزد شدند

تا حضار با آراء خود 7 نفر را به عنوان اعضاء هیئت امنا برگزینند. مجری محترم آقایان حاصل ابن علیپور و خانعلی اسدی و حیدر(میثم ) محمدی الموتی و  مهندس حسین درگی  که دیگر باید اورا یک گازرخانی پرو پا قرص بدانیم را به عنوان هیئت برگزاری انتخابات وشمارش آراء ماخوذه به جایگاه فرا خواند. و افرا د ذیل به عنوان اعضاء هیئت امنا انتخاب شدند:

  1. آقای محرم ملایی (لیسانس علوم تربیتی )(فرهنگی)
  2. آقای علیرضا اسدی(فوق لیسانس مدیریت آموزشی)(فرهنگی)
  3. آقای علی اکبر  محمدی(فوق لیسانس تاریخ تمدن اسلامی)(فرهنگی)
  4. آقای فرشید درویشی(لیسانس علوم تربیتی)(فرهنگی)
  5. آقای ولی الله حسینی(لیسانس ادبیات فارسی)(فرهنگی)
  6. آقای وثوق گلعلیپور(لیسانس آموزش ابتدائی)(فرهنگی)
  7. آقای حسن صفری(فوق دیپلم حسابداری)(کارمند بانک مسکن قزوین)

لازم به ذکر است جلسه با نظم خوب و برگزاری بی نظیر برگزاروخاتمه پیدا کرد که جا دارد از برگزار کنندگان آن کمال تشکر و قدر دانی را بنماییم.

ضمن خوشحالی فراوان به خاطر تشکیل هیئت فرهنگی و مذ هبی گازرخانی های مقیم قزوین و تبریک به عزیزانی که به عنوان هیئت امنا انتخاب شده اند برای این عزیزان در ادامه راه آرزوی موفقیت و سربلندی از خداوند خواهان و خواستارم.

به امید موفقیت این هیئت در دست یابی به اهداف تعیین شده و سربلندی گازرخان  و گازر خانی های عزیز و همه الموتی های شرافتمند در آینده نزدیک.

میثم محمدی الموتی(لطفا مارا از نظرات خودتان  محروم نفرمایید)



تاريخ : ۱۳۸٩/۱/٢۱ | ۸:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()


  * سخن و قول بزرگان

بهترین انسان ها همچون آب است . به همه چیزفایده می رساند ولی با هیچ کدام از آنها رقابت نمی کند .
لائو تسه ( حکیم چینی )

تنهایی ترسناک است چون انسان ها بی پرده باخود مواجه می شوند . ویلهلم وایشدل ( نویسنده آلمانی )

آن کسی که ایمان قوی دارد ، می تواند کوهی را جابه جا کند . ولی اگر علاوه بر آن کور هم باشد ، بهترین چیزها را زیر آن دفن می کند . کارل هاینریش واگن ( نویسنده آلمانی )

کسانی که بدون دلیل معین به یکدیگر اعتمادندارند ، به خویشتن خویش نیز بی اعتمادند . فردریش تئودور وشیر ( نویسنده آلمانی )

برای ما انسان ها چه خوب است که بهانه ای داشته باشیم برای غمگین بودن . فردریش هلدرلین ( شاعر آلمانی )

دوری کردن از انسان هایی که دوست شان داریم ، بی فایده است . زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نخواهیم یافت . یوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلمانی )

بهتر است انسان ، پولی در جیب خود نداشته باشد تا این که دوستی در دنیا نداشته باشد . ضرب المثل آلمانی

همه چیز در دنیا قابل تحمل است بجزروزهای خوب پیاپی . یوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلمانی )

وقتی آخرین نقاب را از چهره برمی گیریم ، صورت خود را از دست می دهیم . هانس کودزوس ( نویسنده آلمانی )

او به درون خویشتن رفت و شگفت نیست اگرراه را گم کرده باشد . دیتر لایز گانگ ( نویسنده آلمانی )
می توان با همان سرعتی سقوط کرد که می خواستی پرواز کنی . ماری فن بنر اشنباخ ( نویسنده آلمانی )

گاهی انسان های بسیاری لازم است تا یکی رافراموش کنیم . فریدل بیتل رک ( نویسنده آلمانی )
سئوالی دارم ، چیست آنچه بر تو حکمت می کند ؟ عقل تو یا قلب تو ؟ اگر هم عقل داری و هم قلب ، هر دو را آشکارنکن . اگر هردو را آشکار کنی ، تو را نیست و نابودمی کنند . فردریش هلدرلین ( شاعر آلمانی )

انسان ها یکدیگر را بهتر می شناختند اگر بعضی دائمٹ نمی خواستند به دیگران تشبه کنند . یوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلمانی )

در دنیا آنچه مهم است ، شناختن مردم نیست ، بلکه این است که در یک لحظه ، زیرک تر از کسی باشیم که برابر ما ایستاده است . همه بازارهای سالیانه وتمام فریادهای مردم بازاری گواه این مساله است . یوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلمانی )

گاهی فرق های بسیار کوچک ، زمینه تفاوت های بزرگ است . ماری فن بنر اشنباخ ( نویسنده آلمانی )


بالا



تاريخ : ۱۳۸٩/۱/۱٧ | ٩:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میثم محمدی الموتی | نظرات ()
  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای